|
بنام آنکه یادم داد یادم نره یادش باشم
سلام و سلامی همچون بوی گل آشنایی
علاقه و محبت شدیدی که همه روزه به تو ابراز می کردم
دروغ بود و این احساس و حقیقت نفرت من نیز به تو
روز به روز بیشتر می شود و هر چه بیشتر تو را می شناسم
به دررویی تو بیشتر پی می بردم
این احساس در قلب من جا می گیرد که بالاخره باید
از هم جدا شویم و دیگر به هیچ وجه حاضر نیستم که
روزی شریک زندگی تو باشم و اگر چه عمر زندگی ما چند روزی نبود
اما در این مدت توانستم که به طبیعت فرسوده و هوس های تو پی ببرم
اما بسیاری از اخلاق و رفتار تو برای من روشن ومطمئن بود
این خواست و تند خویی و این احساس تو بالاخره تو را بد بخت خواهد کرد
اگر ازدواج ما سر بگیردتمام عمر خود را
به پشیمانی خواهم گریست و اگر چه افسانه آشنایی ما پایانش جدایی بود ولی جدا از هم
خوشبخت خواهیم بود وحالا لازم است بگویم که
این موضوع را هیچ گاه فراموش نکنی و مطمئن باش
این نامه را سرسری نمی نویسم و چقدر ناراحت کننده است که
اگر باز هم در صدد دوستی با من باشی بنابراین از تو می خواهم
جواب نامه را ندهی چون نامه تو سراسر
تظاهر است و ریاو خالی از
محبت ومن نیز تصمیم گرفته ام برای همیشه
تو و عشقت را فراموش کنم و چون دیگر به هیچ وجه نمی توانم
خودم را راضی کنم تو را دوست داشته باشم و دوست خوبی برای تو باشم
اگر می خواهی به حقیقت نامه و محبت واقعی من پی ببری
از تو می خواهم
نامه را یک خط در میان بخوانی تا به معنای
واقعی آن پی ببری 

حالا چی میگی؟ 
|